پشت هیچستان

به سراغ من اگر می آیید،

 پشت هیچستانم.

 پشت هیچستان جایی است.

 پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی است

 که خبر می آرند،از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.

 روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح

 به سر تپه ی معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:

 تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

 به سراغ من اگر می آیید،

 نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد

 چینی نازک تنهایی من.

/ 0 نظر / 5 بازدید